پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب فکاهی و جوک

خر و مقام رفيع

تصویر
يك روز ملا نصر الدين براي تعمير بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختماني را بر پشت الاغ بگذارد و به بالاي پشت بام ببرد. الاغ هم به سختي از پله ها بالا رفت . ملا مصالح ساختماني را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پايين هدايت كرد. ملا نمي دانست كه خر از پله بالا مي رود، ولي به هيچ وجه از پله پايين نمي ايد. هر كاري كرد الاغ از پله پايين نيآمد. ملا الاغ را رها كرد و به خانه آمد . كه استراحت كند. در همين موقع ديد الاغ دارد روي پشت بام بالا و پايين مي پرد .وقتي كه دوباره به پشت بام رفت ، مي خواست الاغ را ارام كند كه ديد الاغ به هيچ وجه آرام نمي شود. برگشت . بعد از مدتي متوجه شد كه سقف اتاق خراب شده و پاهاي الاغ از سقف چوبي آويزان شده، بالاخره آلاغ از سقف به زمين افتاد و مرد. بعد ملا نصر الدين گفت لعنت بر من كه نمي دانستم كه اگر خر به جايگاه رفيع و پست مهمي برسد هم آنجا را خراب مي كند و هم خودش را مي كشد.

پیرزن ایرانی که شهروند آمریکا شد

یه پیرزن ایرانی از ایران به آمریکا میاد و میخواد شهروند آمریکایی بشه. پیرزن نوشو با خودش برمیداره تا اونو به امتحان شهروندی ( امتحانی که باید قبل از تبعیت بده ) ببره. مامور مهاجرت به زن ایرانی میگه که باید به 4 سوال ساده درمورد آمریکا جواب بده اگه درست جواب بده او یه شهروند آمریکایی میشه. پیرزن میگه : باشه ، اما من انگلیسی نمیتونم حرف بزنم نوه مو با خودم میارم. مرده میگه باشه ، بزار اون برات ترجمه کنه. اولین سوال شما اینه که : 1) پایتخت آمریکا کجاست؟ نوه ی پیرزن به پیرزن میگه : من دانشگاه تو کدوم شهر آمریکا بودم؟ پیرزن میگه : " واشنگتن " درست بود حالا سوال دوم : 2 ) روز استقلال آمریکا کی است؟ نوه ش میگه : نیومن مارکوس کی حراج داره؟ مادربزرگش میگه : "4 جولای " درسته ، حالا سوال سوم: 3 ) امسال چه کسی نامزد ریاست جمهوری آمریکا بود اما شکست خورد؟ نوه به مادربزگش میگه : اون مرتیکه معتاد که با دخترت عروسی کرد کجا باید بره؟ پیرزن میگه : " توگور " واو ، شگفت آوره! حالا سوال آخر: 4 ) در حال حاضر چه کسی رئیس جمهور آمریکاست؟ نوش ای...

FUNNY CARTOONS تصاویر کارتونی خنده دار

تصویر
برای دیدن همه عکسها به ادامه مطلب بروید.

فکاهی و جوک 3

برای دیدن کامل هر مطلب لطفاً بر روی عنوان ( تیتر ، نام ) مطلب کلیک کنید. و یا بر روی عبارت ( برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید ) کلیک کنید.

فکاهی و جک

تصویر
سوزن شخصی سوزنی را در خانه گم کرده بود ودرکوچه آن را می پالید او را گفتند: سوزن را به خانه گم کرده ای ولی درکوچه آن را می پالی گفت: احمق خانه تاریک است ولی کوچه روشن است. شتر قربانی مرد عربی درروز عید قربان شتری قربانی کرد ودرشهر به راه افتاد وفریاد کنان به مردم خبرداد که ایها الناس من امروز شتری قربانی کرده ام به او گفتند : چه می گویی این که افتخاری ندارد. مرد عرب گفت: سبحان الله خداوند تبارک یک بچه گوسفند در عوض حضرت اسمعیل برای قربانی فرستاد ودر چند جای قران موضوع را نقل کرد من شتری قربان کنم وبه هیچکس نگویم. ناهارخورده اید شخصی ادعای غیبگویی میکرد گفتند : مثلا چه چیز را غیبگویی میکنی؟ گفت: مثلا من میدانم که شما ظهر چه خورده اید گفتند:چه خورده ایم گفت: شما ناهارخورده اید. تحصیل در کودکی شمس مظفر با شاگردان خود میگفت تحصیل در کودکی می باید کرد هرچه در کودکی یاد گیرند هرگز فراموش نشود من در ان زمان پنجاه سال است که سوره فاتحه را یاد گرفته ام و با وجود آن که هرگز نخوانده ام هنوز به یادم است . توی تابوت نباشی دونفر درمراسم تشییع جنازه ای شرکت کرده بودند یک...